تبليغاتX
مدیریت حرفه ای زندگی
سلام دوستان
متاسفانه چند ماهی درگیر خدمت سربازی هستم و نمی تونم آپ جدید بذارم
در اولین فرصتی که بتونم در خدمتتون خواهم بود...
+ محمد مهدی طاهرنژاد ، دوشنبه 17 تیر1387 |

سلام

امسال در کنکور کارشناسی ارشد شرکت کردم

خوشبختانه به یاری خدا رتبه خیلی خوبی هم آوردم

روزانه  سراسری راحت قبول میشم...

امیدوارم شما هم همیشه موفق باشید

+ محمد مهدی طاهرنژاد ، دوشنبه 20 خرداد1387 |

من همونم...

 

 من همونم که يه روز ميخواستم دريا بشم

    مي خواستم بزرگترين درياي دنيا بشم

آرزو داشتم برم تا به دريا برسم،

   شب رو آتيش بزنم تا به فردا برسم.

اولش چشمه بودم زير آسمون پير،

  اما از بخت سياه راهم افتاد به کوير،

چشم من به اونجا بود، پشته اون کوه بلند،

 اما دست سرنوشت زير پام يه چاله کند

تويه چاله افتادم خاک منو زندونی کرد،

  آسمون هم نباريد اونم سر گرونی کرد.

 

حالا يک مرداب شدم، یه اسير نيمه جون، يه طرف ميرم توو خاک يه طرف به آسمون..

 

+ محمد مهدی طاهرنژاد ، چهارشنبه 25 اردیبهشت1387 |

رابطه تفکر مثبت با اکسیژن!

حتما می دونید و خودتون هم شخصا تجربه کرده اید که داشتن تفکری مثبت و در واقع مثبت اندیشی و خوشبینی نیاز به آگاهی و آموزش ذهن داره و بر خلاف افکار منفی که خودبخود و ناآگاهانه به سمت ما هجوم میارند افکار مثبت رو باید با اراده و تلاش به سمت خودمون جذب کنیم. در واقع قانون اینه که اگه مثبت فکر نکنی خودبخود منفی باف می شی!

تجربه نشون داده که اگر مغز انرژی کافی برای مثبت بودن دریافت نکنه افکار منفی از فرصت استفاده می کنند و مثل ویروس به سمت ذهن ما هجوم میارند!

تا حالا دقت کردید که وقتی خسته و کوفته هستیم و انرژی کافی به مغز ما نمی رسه بیشتر ذهن ما توسط افکار منفی پر می شه و کمتر چیزای مثبت رو می بینیم؟!نتیچه ای که می گیریم اینه که یک گام موثر جهت داشتن ذهنی سالم و افکاری مثبت رسوندن انرژی کافی به مغز هست و سوخت مغز هم اکسیژنه...

یک راهکار عملی: خب حالا که می دونیم یک راه عملی برای مثبت اندیشی رسوندن اکسیژن به مغزه چه جور باید این کار رو انجام بدیم؟ روش اول به این صورت هست که نزدیک دیوار دراز بکشیم و پاها رو به دیوار تکیه بدیم  تا خون و در نتیجه اکسیژن بیشتری به مغز  برسه.. راه دیگه که خیلی عالی جواب میده ماساژ پوست سر از پایین و دور سر به سمت بالا و روی سر و ماساژ شقیقه با نوک انگشتان دست هست که باعث باز شدن رگها و جریان خون بیشتر به سر میشه...

خیلی آسونه! از این به بعد هر وقت احساس کردید که افکار منفی به سمتتون هجوم آوردن. شروع کنید به ماساژ سر و کله! 

شک ندارم از دیدن نتیجش شگفت زده میشید!!!

موفق باشید و شاد و خوشبین!

+ محمد مهدی طاهرنژاد ، جمعه 20 اردیبهشت1387 |

چرا ما آدمها کمتر از ۳۰ سال زندگی می کنیم؟؟!

read and think

تولد تا ۵ سالگی: یادگیری محض، رشد لحظه ای، هر ثانیه پیشرفت...

۵ تا ۱۵ سالگی: یادگیری آگاهانه، برنامه ریزی آرزوها، کنجکاوی، باز هم پیشرفت...

۱۵ تا ۲۰ سالگی: ریسک، هیجان، شجاعت، انرژی، تجربه های جدید...

۲۰ تا ۲۵ سالگی: قدرت، یادگیری شغل و کسب در آمد، افزایش دانسته ها، برنامه ریزی زندگی...

۲۵ تا ۳۰ سالگی: تشکیل خانواده، استقلال، فرزند، انرژی، قدرت برنامه ریزی...

۳۰ تا آخر عمر: تکرار مکررات، اتلاف زمان، اتلاف انرژی، یادگیری نه، هیجان نه، ریسک نه، پیشرفت نه...

به نظر میاد که ما همه کارامون را تا ۳۰ سالگی انجام میدیم و بقیه عمر کار خیلی موثری برا انجام دادن نداریم!

پس بهتره رو سنگ قبرمون اینجوری بنویسند:

این انسان ۳۰ سال زندگی کرد و باقی عمرش رو فقط روی زمین فضا اشغال کرد و اکسیژن حروم کرد!!!

خدایا تا آن زمان مرا در این دنیا نگه دار که در حال پیشرفت باشم...

راستی تا حالا فکر کردی اگه بخوان فرم زیری رو برا ما پر کنند چی توش قراره بنویسند؟ (البته دور از جون شما)

+ محمد مهدی طاهرنژاد ، چهارشنبه 18 اردیبهشت1387 |

معایب خودسازی، خودباوری و خوشبینی!

 

تصور نمی کنم تا کنون این حرف ها را در کتابی دیده یا از زبان کسی شنیده باشید، ولیکن این یک حقیقت است:

زمانی که شما تصمیم می گیرید اعتماد بنفس و خودباوری و خوشبینی خود رو بهبود ببخشید و از دنیای سراسر یاس و ناامیدی و بدبختی خود بیرون بیایید، شروع می کنید به مطالعه کتاب های مفید و راهنما و استفاده از سی دی ها و شرکت در سمینارهای بهبود کیفیت زندگی. مدتی می گذرد و چنانچه شما از تعداد افراد معدودی باشید که پایداری و پشتکار کافی را برای اتمام دوره ها و کتاب ها و سی دی هایتان داشته باشید، به انسان دیگری با عقاید، طرز فکر، باورها و نگرش های مثبت به زندگی تبدیل می شوید. در واقع شما و زندگی شما هر دو کاملا عوض شده و به قول بزرگان "انسان زیبای دیگری" شده اید.

اما در این حین اطرافیان شما تغییری نکرده و همچنان در زندگی سراسر درد و غم و افسردگی و ناتوانی خود غوطه ور هستند و هر روز بارها جاهلانه می نالند که "چرا هر چه بدبختی هست به سر من می آید؟".

سختی کار از همین جا آغاز می شود!

اطرافیان شما کم کم احساس می کنند که در شما تغییراتی ایجاد شده ولی نمی توانند درک صحیحی از شما داشته باشند.

آنها در دنیای غفلت زده ی خویش، اعتماد بنفس شما را به غرور و خود بینی، خودباوری شما را  به اعتماد به نفس کاذب و خوشبینی شما را به بی توجهی به واقعیت تعبیر می کنند.

"در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند هرچه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد!"

درد زمانی اوج می گیرد که چون شما طعم شیرین دنیای جدید را چشیده اید، بسیار می کوشید تا اطرافیانتان را نیز به این خوشبختی هدایت کنید. ولی آنها نه تنها سر باز می زنند، بلکه شما را به باد تمسخر می گیرند. آنها نمی خواهند تغییر کنند!

شرایط بسیار سخت می شود و شما در عین نیت پاک خود، سر دچار خیانت های جهل زدگان اطرافتان می شوید.

نمی دانم بر پیامبر و ائمه مظلوم ما چه گذشت، اما اکنون می توان مولا علی را تا حدودی فهمید که چرا دردهای دلشان را به چاه می ریختند و اصلا این همه عقده دل از کجا می آمد؟

آری، صراط مستقیم در اینجا خریداری ندارد!

اما چه باید کرد؟

بهترین راه تسلیم نیست، بهترین راه، همان روش پیامبران و ائمه است. ما هر کدام در این دنیا رسالتی خاص داریم، ما نیامده ایم که فقط چند صباحی عمر بگذرانیم، مالی بهم زده و نسلی بیافزاییم. بایستی خود را بسازیم، نبایستی جاهلانه خود را بشکنیم!

باید ابتدا خود رشد کنیم و سپس برای رشد دیگران بکوشیم.

بزرگترین دشمن انسان جهل اوست. اگر اکنون که فرصتی هست او را نکشیم، او ما را به خاک سیاه خواهد نشاند.

تسلیم نشویم...

خود را بسازیم...

جهلمان را بکشیم...

با همه سختی هایش، همین است طریق السعادة!

 

محمد مهدی طاهرنژاد

 

 

راه خوشبختی

 

 

 

+ محمد مهدی طاهرنژاد ، دوشنبه 2 اردیبهشت1387 |

^^ برگشت به بالاي صفحه ^^